دل نوشته های عشق و دلتنگی

رد پاى جا مانده از عشق***دل نوشته هایی ازخودم (از دل تا قلم)

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

چگونه بسرایم غمگینی تنهاییم را

وقتی عطش دل را به آتشی فرو نشاندی

تا فریادم در گلو بانگ اندوهگینی بسراید برایت

نفس که از سینه برآید جز گوش فریاد گر را

نجوایی نیست در این زمانه ...

وقتی که تمام غمگینی عالم برایت به رقص درآید

وبی هم نفسی هم پاییش کند

کدام کس دست در کمر گاه من می برد ؟!

جز دست شعر هایم در رقص مرگ و زندگی

وقتی فریادهایم اندوهی میشود در سینه کش غربت و تنهایی

کدامین کلام ساده همصداییم میکند؟!

جز واژ هایی برگرفته از هذیانهای شبانه ام

یاورانه ترین یارم در تهاجم اندوه هایم ،


بر توده های روزمرگی مردمان شهر

هم آنان که نظاره گر رقص منند در آتش حسرت

و تیغ نگاهشان طعنه ا یست

بر رقص مرگی که تو آغاز کردی برایم

هلهله هایشان پژواک نغمه های منند

در پای همان کوهی که چهره ساییدم

به خاک بندگیت .

آری قانون عشق همین است !!!

تنهایی ...

حسرت ...

زخم ...

نفرت ...

وشاید هم نفرت آتشی باشد بر سوز دلت

و رقص بر خرابه های دلدادگی...

و آواز مرغکانی که کوچ را به یادت می آورند

آری قانون عشق همین وهمان است !!!

که گلو گوش خودرا خراش میدهی !!!

((حمید عسکری ))

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط ساحل|

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

رو به آبي رو به خورشيد رو به خوشبختي خطر كن

قصد دريا قصد بارون همسفر قصد سفر كن

اگه باشي كنار من با تو بياد بهار من

اگه باشي غم ندارم بي تو همدم ندارم

تو هموني كه پا به پات هر چي غمه جا ميزارم


همسفر هر جاي كه هستي با تو رفتن آرزومه

سخته راه رفتن اما پاي غم موندن حرومه


اگه باشي رها ميشم كبوتر دعا ميشم

اگه باشي غم ندارم بي تو همدم ندارم

تو هموني كه پا به پات هر چي غمه جا ميزارم

هر چي غمه جا ميزارم پا روي دنيا ميزارم

دست دلم رو ميگرم تو دست فردا ميزارم

اگه باشي غم ندارم بي تو هم همدم ندارم

تو هموني كه پا به پات هر چي غمه جا ميزارم

 

(تقديم به همسر عزيزم)

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط ساحل|

 فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

Bu hayatın yokuşunu tırnaklarımda kazıdım.

 

سختی های زندگی را با ناخن هایم کندم

 

Geçen yıllar yordu beni dönüp de hiç bakmadım.

 

سالهایی که گذراندم منو خسته کردحتی برنگشتم که نگاهشون کنم

 

Dostlarımı sevdiğimi hayatımda satmadım.

 

دوستانم و کسی را که دوست داشتم در عمرم هرگز نفروختم

 

Yoruldum yoruldum yoruldum artık.

 

خسته شدم خسته شدم دیگه خسته شدم

 

Çok karınca göِrdüm ama üzerine hiç basmadım

 

مورچه های زیادی دیدم اما هرگز لهشون نکردم

 

namusumu Şerefimi beş paraya hiç satmadım,

 

 ناموس وشرفم را به پنج قرون پول هرگز نفروختم

 

allahımdan başkasına Allah diye tapmadım

 

کسی رو مثل خدای خودم پیدا نکردم

 

yoruldum yoruldum yoruldaum artık.

 

خسته شدم خسته شدم دیگه خسته شدم

 

Yoruldum yalanlardan yoruldum sevdalardan

 

 خسته شدم از دروغها از عشقها

 

iki yüzlü Nankörlereden (Namertlerdan) yoruldum

 

از مردم دورو و نمک نشناس ( نامرد) خسته شدم

 

Çok insan gördüm üstünde elbisesi yok,

 

 انسانهای زیادی دیدم که لباس ندارند

 

çok elbise Gördüm içinde insan yok

 

ولباسهای زیادی دیدم که درونش انسان نبود

 

insanların dost veya düşman Olduklarını nerden bilesin ha

 

دوست یا دشمن بودن آدمهارو از کجا میفهمی؟

 

insanların alınlarında kahpe mi yazılı Ki kahpe

 

olduklarını bilesin ha

 

 آیا بدی در سرنوشت آدمها نوشته شده که تو بدی اونهارو بفهمی؟

 

 

 

Ezilmişten yana oldum sen solcusun dediler

 

 از بين رفتم .ودوباره به وجود امدم گفتند تو چپگرا هستی .

 

ülkemi çok Sevdim diye sen sağcısın dediler

 

 تا به مملکتم عشق ورزیدم گفتند تو راست گرا هستی

 

namaz kıldım, oruç tuttum Sen yobazsın dediler

 

 نماز خوندم ، روزه گرفتم گفتند تو متعصبی

 

yoruldum yoruldum yoruldum artık

 

. خس تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدته شدم خسته شدم .ديگه خسته شدم.

 

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط ساحل|

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

 

 

الو....؟؟ خونه خدا...؟؟ خدایا نذار بزرگ شم...

الو ... الو... سلام...

کسی اونجا نیست؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمی ده؟

یهو یه صدای مهربون...! مثل اینکه صدای یه فرشتس...

بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده...

بگو من می شنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی؟ من با خدا کار دارم...

هر چی می خوای به من بگو قول می دم به خدا بگم...

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود...

بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره...

مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید..

وباهمان بغض گفت:

اصلا خدا باهام حرف نزنه گریه می کنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت؛

بگو زیبا بگو... هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو...

دیگر بغض امانش را بریده بود...

بلند بلند گریه کرد وگفت:

خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم می خواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...

چرا؟ این مخالف تقدیره... چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم...

اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه

فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟

مثل خیلی ها که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن...

مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم...

مگه ما باهم دوست نیستیم؟

پس چرا کسی حرفمو باور نمی کنه؟

خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه این طوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک گفت:

آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش می کنه...

کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب می کردند...

 تا تمام دنیا در دستشان جا می گرفت...

کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان می خواستند...

دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت....

 

(برگرفته از سايت)

(

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط ساحل|

 

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

هدیه
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهاییت شب حرف میزنم
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

Gift

I speak out of the deep of night
out of the deep of darkness
and out of the deep of night I speak
if you come to my house, friend
bring me a lamp and a window I can look through
at the crowd in the happy alley.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط ساحل|

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

بيش از هر چيز برايت آرزومندم كه به خوبيها عشق بورزي

و نيكان و نيكويي ها نيز به تو روي بياورند.

آرزو دارم دوستاني داشته باشي

برخي نادوست و برخي دوست دار.

كه دست كم ، يكي در جمعشان

مورد اعتمادت باشد.

چون زندگي بدين گونه است،

برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي

نه كم و نه زياد؛ درست به اندازه!

تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد،

كه دست كم يكي از آنها ، اعتراض بحق باشد

تا زياده به  خودت غرْه نشوي.

همچنين برايت آرزومندم صبور باشي

نه با كسانيكه اشتباهات كوچك ميكنند.

كه اين كار ساده ايست.

بلكه با كسانيكه اشتباهات بزرگ ميكنند.

اميدوارم به پرنده اي دانه بدهي و به آواز مرغ سحري گوش كني.

وقتي كه آواي سحرگاهي اش را سرميدهد.

چرا كه ازاين راه

احساس زيبا خواهي يافت،‌به رايگان

اميدوارم كه دانه اي هم برخاك بيفشاني

هرچند كه خرد بوده باشد

و با، روئيدنش همراه شوي

تا دريابي چه قدر زندگي دريك درخت جريان دارد.

آرزومندم اگر به پول و ثروتي رسيدي؛

آنرا پيش رويت بگذاري و بگويي: اين دارايي من است

فقط براي اين كار كه آشكار شود كدمتان ارباب ديگري است!

آري ، پول ارباب بدي است ، اما خدمتگزار خوبي است.

و در پايان برايت اي مهربان آرزومندم

همواره دوستي خوب و يك دل داشته باشي

تا اگر فردا آزرده شدي يا پس فردا شادمان گشتي

با ، هم از عشق بگوييد و دوباره شكوفا شويد.

(ويكتور هوگو، با اندكي تغيير)

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط ساحل|